هر مسئولی اگر مواضعی مخالف آنچه را که تندروها مدنظر دارند مطرح کند، با آتش توپخانه تندروها مواجه میشود. این در حالی است که بسیاری معتقدند باید در قبال این جریانات برخوردهای قاطعی صورت گیرد تا کشور بیش از این از جانب آنها خسارت نبیند. در همین راستا «آرمان ملی» با محمد نعیمیپور فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو حزب اتحاد ملت به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* تندروها همواره مواضعی برخلاف وحدت و انسجام ملی اتخاذ کردهاند؛ مواضعی از این دست چقدر به منافع ملی آسیب میرساند؟
عقلانیت سیاسی ایجاب میکند که در دوره جنگ وحدت فرماندهی وجود داشته باشد و همه از مراجع مشخص و روشن قانونی تبعیت کنند و همچنان از نیروهای مسلح که در صف اول جنگ هستند حمایت کنند. منتها ما یک پیشینهای به لحاظ نحوه فعالیت سیاسی داریم که حتی میتوان گفت این در ذهن و عملکرد مجموعههای سیاسی به نحوی نهادینه شده و با وجود اسنکه متوجه این امر هستند که در زمان جنگ باید بیشترین انسجام وحدت باشد، اما از طرفی هم عادت به تحرکات حزبی و جناحی کردند و ترک عادت هم موجب مرض میشود؛ لذا امروز با چنین پدیدهای روبهرو هستیم، اما، چون کشور باید با این زمینه وحدت و انسجام کار خود را پیش ببرد لذا تا حدودی ممکن است اینگونه رفتارها تحمل شود و با گفتوگو نصیحت کردن و یاد آوری سعی کنند که مساله به سوی حل و فصل شدن پیش برود. اما اگر بنا باشد که این رویه برخلاف مصالح ملی ادامه پیدا کند طبیعتا حکومت مجبور است که به این روشهای مخرب و آسیب زننده به منافع ملی پایان دهد. منتها باید یک چیزی را دقت کنیم اینکه بالاخره در این جریاناتی که سالهای قبل وجود داشتند و فشارهای زیادی که وارد شد و نیروهای زیادی که از عرصه سیاسی خارج شدند عدهای را متوهم کرد که میتوانند با روشهای گذشته و فشار روانی و سیاسی منویات خود را پیش ببرند. اما من معتقدم این یک توهم است.
* این تخریبها در دولت چهاردهم سیر صعودی گرفته مواجهه این دولت با این مساله را چگونه تحلیل میکنید؟
به نظرم از دوره آقای پزشکیان و آن روشی که ایشان به نام وفاق دنبال و پیگیری کرد، این مجموعههایی که روشهای نامطبوعی را دنبال میکنند خیلی دچار نگرانی کرد. تصور آنها این بود که روز بهروز اثرگذاری خود را از دست میدهند؛ لذا فکر میکنند اگر اینجا این ریسک را انجام دهند و این روش پر مخاطره را دنبال کنند شاید بر این موقعیت و وضعیتی که دچار شدهاند غلبه کنند و بتوانند از موضع قویتری در اداره کشور مداخله و دخالت داشته باشند. من تصورم این است که این یک روش افراطی است و کشور در حال جنگ نمیتواند با این روشهای افراطی کنار بیاید؛ لذا باید همه مراقبت کنند که انسجام دچار شکاف نشود و همه باید اطمینان پیدا کنند که راهاندازی جنگهای حیدری-نعمتی یا اصولگرا-اصلاحطلب برای پیشبرد برخی اهداف راهی از پیش نمیبرد و با مصالح و منافع ملی کشور هم سازگاری ندارد. این رویه دیگر امکانپذیر نیست و خسارت میزند، اما نمیتواند ادامه پیدا کند. از این جهت خوشبین هستم که اتفاق وحشتناکی به وقوع نمیپیوندد، اما اگر با عقلانیت سیاسی با مسائل مختلف مواجه نشوند، بدون تردید حذف خواهند شد. لازم است که مسئولان دست اندرکار به هیچ وجه عصبی نشوند و به هیچ وجه عقلانیت را رها نکنند، چراکه تمام تلاش تندروها و افراطیون این است شعله را بیفروزند و در آن بدمند. پس درایت لازم است که به رغم فشار روحی و روانی که به جامعه و دست اندرکاران اداره کشور و جنگ وارد میشود، وارد این منازعه نشوند. این امر صبوری و درایت سیاسی میخواهد تا این مسائل به مرور زمان حل و فصل شود. چون واقعیتهای عرصه اداره کشور و جنگ چیزی نیست که قابل صرف نظر کردن باشد.
* باوجود حمایت رهبر انقلاب از رئیسجمهور، رئیس هیأت مذاکره و وزیر خارجه، شاهد تخریب هدفمندی علیه این افراد هستیم. این نوع برخوردها بر چه مبنایی انجام میشود و با تخریب کنندگان چه برخوردی باید صورت گیرد؟
دیگر حنای کسانی که تحت عنوان حمایت از رهبری اقدامات ناصوابی را صورت میدادند رنگی ندارد. اینها به اسم رهبری و از ظن خود حرف میزنند، اما واقعیتی که در عرصه وجود دارد این است که رهبری به هیچ وجه شکاف و عدم انسجام را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. چرا که رهبری در جایگاه فرمانده کل قوا همواره بر انسجام و وحدت ملی تاکید داشته و دارند. بالاخره دم خروس تندروها بیرون میزند که برای اهداف خودشان بازیهای سیاسی را شکل میدهند و ارتباطی با رهبری ندارند. منتها واقعیت این است که باید مدیران کشور حوصله کنند و اگر لازم شد در زمان مشخص ورود کنند و حرف قطعی و نهایی را بزنند. تا آن زمان همه باید مراقبت کنند که از این رفتارهای ناپخته و بیخردانه عصبانی نشوند. باید صبوری کنیم تا در زمان مناسب این افراد از صحنه سیاسی خارج شوند.